امروز:

امام خامنه ای : بینوایان یک معجزه است در عالم رمان نویسی

» نوع مطلب : اخبار ،

"شرح اسم" عنوان کتاب زندگینامه رهبر معظم انقلاب از سال ۱۳۱۸ تا ۱۳۵۷ است که توسط هدایت الله بهبودی به رشته تحریر در آمده و توسط موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی به چاپ رسیده است. البته این کتاب اولین بار همزمان با برگزاری نمایشگاه بین المللی کتاب تهران رونمایی شد؛ اما به دلیل وجود برخی اغلاط تاریخی، توزیع آن متوقف شد تا اینکه مدتی قبل پس از برطرف شدن اغلاط، چاپ و در اختیار علاقمندان گرفت. در نظر داریم هر روز بخشی از این کتاب را منتشر کنیم.

http://www.leader-khamenei.com/images/2377986870095800639s600x600q85.jpg
آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد بخش هفدهم این کتاب است.

***گردش در جهان رمان - بخش اول

وی در طول پنج سال و نیمی که مقدمات و دوره سطح را گذراند، بنابه به تمایلات جسمی و روحی، به فعالیت های دیگری هم پرداخت که ورزش، مطالعات غیر درسی و شعر از جمله آنهاست. تفریحات او، محدودتر از هم سن و سال های دیگر بود. هرچند سلوک روحانی، سرگرمی عمده او را به حضور در جمع طلبه ها و مباحث علمی با دوستان هم مسلک محدود می کرد، اما کوه پیمایی را دوست می داشت و برای رسیدن به بلندی های اطراف مشهد، درس و بحث را تعطیل می کرد. «آن وقت ما کوه می رفتیم؛ پیاده روی های طولانی می کردیم. من با دوستان خودم، چندبار از کوه های اطراف مشهد، همین طور کوه به کوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حرکت کردیم و راه رفتیم.»

تنها پارک آن زمان مشهد، فضای پالوده ای برای حضور همه اقشار مردم نداشت. گردش های گروهی طلبه های مشهد در باقرآباد بود که به آن بقرآباد می گفتند. باقر آباد که آن زمان جزئی از شهر نشده بود، گردشگاه سنتی طلبه ها بود. وعده غذایی خود را به آنجا می بردند، روی سبزه ها می نشستند و از طبیعت لدت می بردند. توپ بازی هم می کردند. نمک این بستان نشینی برای سیدعلی شعر و شعرخوانی بود.

هرچند از جراید آن زمان، نور دانش و ندای حق که با مدیریت سید حسن عدنانی و مسلمین با مدیریت حاج مهدی سراج منتشر می شد،  می خواند و با کتاب های تاریخی چون حبیب السیر و روضه الصفا را دیده و خوانده بود،   

اما در این میان، كتاب های رمان، دنیای تازه ای بود كه او را شگفت زده كرد. كتاب خانه پدر، كتاب های زیادی داشت و سیدعلی نوجوان از آنها بهره درسی می برد، اما از رمان، عنوانی در آن پیدا نمی شد. نزدیك خانه اش، كتاب فروشی كوچكی بود كه این جور آثار را از آن كرایه می كرد، می خواند و پس می داد.

کتاب خانه آستان قدس هم نعمتی بود برای صاحبان جیب هایی که پول خرید کتاب را به روی خود نمی دیدند. «گاهی روزها به آنجا می رفتم و مشغول مطالعه می شدم. صدای اذان با بلندگو پخش می شد. به قدری غرق مطالعه بودم که صدای اذان را نمی شنیدم. خیلی نزدیک بود و صدای خیلی شدید داخل قرائت خانه می آمد و ظهر می گذشت. بعد از مدتی می فهمیدم که ظهر شده است.»

او قدر کتاب خانه آستان قدس را خوب می دانست؛ هم به دلیل وفور منابع و هم کرایه نکردن کتاب ها، که روزی یک ریال باید برای آن کنار می گذاشت. بینوایان را در همین کتاب خانه خواند، که اگر نمی خواند شاید به جای یک ریال، باید یک تومان به کتابفروش محل می پرداخت.

خوانندگان کتاب های رمان، پس از خواندن کتاب، در حاشیه آن، کتاب خوان بعدی را به خواندن رمان دیگری سفارش می کردند و عنوان آن را می نوشتند. سید علی هم در حاشیه کتاب هایی که می خواند چنین توصیه هایی می نوشت "شاید الان در حواشی آنها اگر بریده نشده باشد، خط من در اغلب اینها باشد."

سیدعلی بسیاری از رمان های منتشر شده خارجی را در نوجوانی مطالعه كرد و با زوایای این دنیای ریزبافت، پیوندی یافت كه دوام آن همیشگی بود . شگفتی های جهان داستان او را چنان به سوی خود كشید كه هر رمانی به چنگ می آورد، خود را در آن غرق می كرد. بعدها گفت كه رمان خوانی او در ابتدا، بی هدف بود و تحت تأثیر كششهای داستان پردازی قرار داشت "اشتباه كردم كه همه جور رمان هایی را خواندم [چرا كه] رمان مثل آبی كه در خاك نرم نفوذ می كند همه جا را می گیرد؛ وقت را پر می كند. اما رفته رفته او به شناخت و جست و جوی انسان ها، تمدن ها، فرهنگ ها و مناسبات نهفته در این داستانها پرداخت و به سوی رمانهایی كه زمینه تاریخی داشتند كشیده شد. آشنایی او با تاریخ برخی سرزمین ها از طریق رمان بود. بعدها اعتقاد خود را در این باب چنین بیان كرد:

هیچ بیانی نمی تواند تاریخ را مثل داستان و قصه بیان كند. وقتی درباره تاریخ با زبان غیر هنری حرف می زنیم، مثل این است كه از فاصله ده هزار پایی زمین، از شهری عكس برمی داریم. طبیعتاً ابعاد شهر و خیابان های اصلی شهر هم پیداست، اما در آنجا آدم ها چه كار می كنند؟ خوبند؟ بدند؟ فقیرند؟ غنی اند؟ راحت اند؟ خوابند؟ دعوا می كنند؟ می رقصند؟ اصلاً هیچ چیزی معلوم نیست. تاریخ از آن بالا، از ده هزار پایی، شهری را عكس برداری می كند و به ما نشان می دهد. یك وقت هست شما وارد شهر می شوید، البته همه كوچه های شهر را نمی توانید ببینید، اما دو سه كوچه شهر یا خیابان شهر را می روید، با افرادش حرف می زنید و از خانه ها عكس برمی دارید؛ از اتاقها، از اسباب بازی بچه ها، از بوسیدن یك فرزند توسط مادرش ... همه این ها را ترسیم می كنید و در یك عكس جلوی ما می گذارید. البته یك كوچه است، خیابان است، همه شهر نیست، اما می شود آن را تعمیم داد... این زبان هنر از تاریخ است؛ قصه این است.
كتاب هایی چون جنگ و صلح نوشته لی یف نیكالایوویچ تولستو ی، بینوایان اثر ویكتور ماری هوگو، برخی آثار رومن رولان مانند ژان كریستوف، هر آنچه از الكساندر دومای پدر و پسر ترجمه شده بود، كتاب های میشل ژواگو، دن آرام نوشته میخاییل شولوخوف، كمدی الهی اثر دانته آلیگی هری و ... را در این دوره و نیز دهه چهل خواند و گاه چون بینوایان را دوباره خواند و در ضمیر او به آسمان خراشی ماند كه سر به آسمان می ساید. بینوایان یک معجزه است در عالم رمان نویسی... كتاب جامعه شناسی است، كتاب تاریخی است، كتاب انتقادی است، كتاب الهی است، كتاب محبت و عاطفه و عشق است.

با ورود به آموزش های فقهی در پایان دوره سطح و ابتدای درس خارج، از شدت مطالعه و گرایش سیدعلی خامنه ای به رمان كاسته شد، اما قطع نگردید. در آن دوره که شاید پنج سالی به درازا كشیده شده باشد. كمتر رمانی بود كه آن وقت ها اسم آورده بشود و من نخوانده باشم.

خود احتمال می دهد تعداد رمان هایی كه در مشهد و پیش از حركت به قم1337ش خوانده است، بیش از هزار عنوان است. نگاه او به هنر، از زاویه ای است كه صاحب هنر بتواند بدان كاركرد اجتماعی ببخشد. چنین كاركردی نمی تواند تعارف بردار و فرمایشی باشد، بلكه هنر آیینه زیبایی ها و زشتی های جامعه است؛ چیزی كه در رمان به بهترین شكل می توان بدان پرداخت.

آفرینش هنر منوط به دو مقدمه واجب است؛ یكی هنرمند، كسی كه توان دیدن حقایق جامعه را دارد؛ حقایق شیرین و تلخ، همانهایی كه چشمهای عادی آنها را نمی بیند، مثل گوش هایی كه هر صدایی را نمی شنود. نام افرادی كه ذهن های دقیق و هوش های برتر از معمول دارند، هنرمند است. نقاشانی كه آثارشان تقلید دیگران است، فیلم سازانی كه از روی دست دیگر سینماگرها تقلید می كنند، داستان نویسی كه كارش تكرار كارهای نویسندگان دیگر است، هنرمند نیستند. هنرمند آن كسی است كه تلخی ها و شیرینی هایی را در جامعه احساس می كند كه دیگران احساس نمی كنند.

مقدمه دوم، امكان خلق هنری است؛ توان آفرینش هنری و نمایش تلخی ها و شیرینی ها است. همان طور كه در بینوایان آمده "گناهان بزرگی در جامعه واقع می شود، هیچ كس آنها را نه لمس می كند و نه درك می كند كه گناه است و نه به فكر می افتد كه تعقیب كند. در همان زمان، در همان جامعه گناهان كوچكی اتفاق می افتد كه جامعه ...، نظام و قانون آنها را عمده می كند [اما در كنارش توجهی به ] آن همه فساد ... آن همه فحشا، آن همه دزدی [نمی شود] ... قانون در خدمت آن دزدیها و خباثت ها و رذالت ها است . نشان دادن این فاصله ها و تضادها با همه جزئیاتش از عهده خلق هنری هنرمند برمی آید.


نوشته شده در : چهارشنبه 15 شهریور 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: امام خامنه ای ،

نان هایی که با مرگ زنده رود آجر شد!

» نوع مطلب : اخبار ،دانستنی ،

خبرگزاری ایمنا: ابروان گره خورده و صورت چروکیده و چشمان گرد شده آقا فاضل گواه از ۴۰ سال زندگی با رفیقی یک چشم بود که با یک " چیلیک " کردنش خاطرات میلیون ها انسانی را رقم زد که جاری بودن زنده رود را در آلبوم خاطراتشان ثبت کردند.
آقا فاضل عکاس حاشیه زاینده رود، ۴۰ سال است خاطره ساز خاطره های من و تو شهروند و مسافری است که برای یکبار هم که شده هنر عکس و عکاسیش را به رخمان کشیده است. آرام آرام زانوانم شل می شود وقتی از دور زاینده رود بی آب را می بینم. انگار دیگر کسی مشتاق دیدن زاینده رود نیست.
باید حرف های گذشتگانمان را که گفتند: هر کجا آب هست آبادانی و زندگی هم هست را طلا گرفت و به جای تابلوهای شنا ممنوع حاشیه آب نصب کرد.
همیشه وقتی نزدیک زاینده رود می شدم بعد از صدای آب صدای عکاسان حاشیه آب گوشم را نوازش می داد که یکی در میان می گفتند: خانم عکس، آقا عکس...
نزدیک تر که می شوم انگار دیگر خانم عکس، آقا عکس های آقا فاضل عکاس هم بی رمق شده است.
آقا فاضل روی زانوهایش نشسته و اشک در چشمانش حلقه زده مثل همیشه با آن لهجه ی زیبایش مرا دختر جان صدا می کند.
می گوید زانوهایم امانم را بریده ۴ ساعت می آیم اینجا و با اشک می روم خانه.
درد دل هایش باز می شود و می گوید دختر جان، خشکی زاینده رود نان من و هزاران آدم دیگر را که قبلا از این آب نان می خوردند را آجر کرد.
می گوید زاینده رود همچنان که جاری بود روزی ما را هم با خود می آورد.
آقا فاضل عکاس از روزهایی می گوید که زاینده رود جاری بود و مردم به عشق آب هرشب لب زاینده رود بودند و لقمه نانی باهم می خوردند، از کم شدن درآمدشان بعد از خشک شدن زاینده رود گلایه می کند و می گوید تا بعد از تعطیلات عید که آب باز بود و مسافر هم زیاد، هر عکاس در روز ۲۰۰ هزار تومان کار می کرد ولی الان درآمد روزانه من ۱۰ تا ۲۰ هزار تومان است.
اقا فاضل عکاس دلش از خیلی چیز ها پر است. از ۴۰ سال عمری که پای این شغل گذاشت و ثمری نداشت، از زانوانی که ۴۰ سال همراهیش کردند و حال دیگر عصای راهش نیستند و ... 

کم کم که گرم صحبت شدیم پرسیدم ؛
چی شد که شدین عکاس حاشیه آب؟
من سال ۴۸ وارد ذوب آهن شدم. توی سربازی هم شغلم عکاسی بود تا این که بعد از انقلاب از ذوب آهن اومدم بیرون و شدم عکاس.
اوایل توی میدون جمهوری" دروازه تهران" عکاسی می کردم بعد اومدم لب آب و شدم عکاس حاشیه زاینده رود.
از شغلتون راضی هستین؟
نه اصلا راضی نیستم.
در روز چندساعت اینجا کار می کنین؟
قبلا که پاهام توان داشت و جوان بودم از صبح زود میومدم تا آخر شب ولی الان دیگه توانشو ندارم. از ساعت ۴ بعدازظهر میام تا اذان مغرب بعدم از پا درد با گریه میرم خونه. اینه روزگار ما.
به جوانان توصیه می کنین بیان تو این شغل؟
نه! اینجا هیچ آینده ای نداره. ماهم اینجا گیر کرده ایم و مجبوریم با این شرایط بسوزیم و بسازیم چون کار دیگه ای بلد نیستیم وگرنه تو این کار نمی موندیم.
خشکی زاینده رود چه تاثیری روی درآمد شما داشت؟
آب زاینده رود را که بستند هیچ، نان ما هم آجر کردن هیچ، کلی خانواده و جوون هم از نون خوردن افتادند و حالا کنار آب مواد فروشی می کنند و هزارتا جوان دیگه رو بدبخت می کنند. از ما که گذشت ولی به داد این جوانا برسید. مسوولین اگه به جای زمستون، تابستون آب رو باز کنند هم توریست و گردشگر زیاده هم خود اصفهانیا میان لب آب. تازه کشاورزهای بیچاره ام محصولاتشون از بی آبی تلف نمیشه.
بیمه هستین؟
نه دختر جان بیمه کجا بود! فقط عضو اتحادیه عکاساییم، همین و بس.
اتحادیه خدماتیم بهتون میده؟
نه دختر جان هیچی. فقط ما تا ۶ سال پیش سالی ۱۵۰ هزار تومان مالیات می دادیم از وقتی عضو اتحادیه شدیم دیگه مالیات نمیدیم.
چند تا عکاس مثل شما کنار آب کار می کنند؟
یه ۱۸ نفری هستن. از جوان ۲۸ ساله تا من ۷۱ ساله.

 آقا فاضل عکاس گلایش از کسانی بود که آب رو بستند و باعث بدبختی این حرفه شدند. آقا فاضل میگه جون اصفهان به زاینده روده اگه آب باز بشه مردمم جون می گیرن.
کاش یکی صدای آقا فاضل هارو بشنوه و واسه این زاینده رود کاری بکنه. از روزی که آب بسته شد کار و بار خیلیا کساد شد. به قول آقا فاضل از بقال و چغال گرفته تا عکاس و قایقران و ... نونشون آجر شده. وقتی آب باز باشه یه مسافری که وارد اصفهان میشه بجای یک شب، یک هفته میمونه و به اندازه اون یک هفته تو این شهر پول خرج می کنه ولی الان مسافرا وقتی ترک های کف رودخونه رو می بینن شب نشده بار و بندیل و می بندنو میرن.

آقا فاضل عکاس چیزی برای خودش نمی خواست. همه دغدغه اش شهروندان و گردشگرانی بود که برای دقایقی می خواهند کنار زنده رود بنشینند و غبار خستگی و غم های خود را در آب روان بریزند. آقا فاضل دیگه حتی جوابی واسه سوالای منم نداشت فقط سکوت کرد و با چشمانی اشک آلود به ترک های زنده رود نگاه کرد و واسه مظلومیت این رود گریه کرد ... . 
مریم رفیعی


نوشته شده در : یکشنبه 12 شهریور 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: نان هایی که با مرگ زنده رود آجر شد! ،

چرا مردم اصفهان از جهانی شدن میراث شهرشان بی خبرند

» نوع مطلب : اخبار ،

نگاهی به بیانیه اخیر میراث فرهنگی استان

چرا مردم اصفهان از جهانی شدن میراث شهرشان بی خبرند؟
برگزاری جشن ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان توسط انجمن مفاخر معماری ایران در تهران به عنوان نخستین مراسم بزرگداشت جهانی شدن این مسجد و تعلل اصفهانی‌ها در خصوص اول بودن در این زمینه اتفاقی بود که نمی‌شود آن را چندان عجیب تصور کرد اما صدور بیانیه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان اصفهان در این خصوص بسیار قابل توجه است.

منبع : خبرگزاری ایمنا

ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده در : چهارشنبه 4 مرداد 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: چرا مردم اصفهان از جهانی شدن میراث شهرشان بی خبرند ،

کاری کنید که دیگر روزه شما را نبَرد!

» نوع مطلب : اخبار ،دانستنی ،

سحری‌های ماه مبارک رمضان برای خیلی از ما یادآور آن روزهای شیرین کودکی است. آن روزهایی که روزه بر ما واجب نبود، حتی روزه هم نمی گرفتیم، اما به عشق سحری، نیمه شب از خواب بیدار می‌شدیم و پا به پای بزرگ‌ترها غذا می‌خوردیم. اما بعضی از بزرگ‌ترها هستند که به دلیل مختل شدن خواب نازشان یا به دلیل بی‌اشتهایی صبحگاهی، به وعده سحری چندان روی خوشی نشان نمی‌دهند و حتی آن را حذف می‌کنند. متخصصان همگی عقیده دارند وعده سحری برای روزه‌گیران ماه رمضان وعده غذایی بسیار مهمی است؛ به خصوص ماه رمضان امسال که در تابستان است و زمان امساک، طولانی.
تغذیه صحیح در این وعده نه تنها سلامت فرد را تضمین می‌کند و هرگونه عارضه احتمالی را از روزه‌دار دور می‌نماید؛ همچنین می‌تواند فرد را تا افطار سر حال نگه دارد.
خرما؛ خورردنی سفارش شده اسلام

این میوه‌ کوچک مملو از شکر، فیبر و مواد مغذی است که به محض خوردن یک بمب انرژی در بدن می‌ترکاند. در اسلام هم بر خوردن آن بسیار سفارش شده و در احادیث هم آمده که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) خرما را بهترین خوردنی سحری می‌دانسته‌اند.
کربوهیدرات‌های مرکب و حس سیری طولانی مدت 

جو، گندم، عدس، غلات و سایر کربوهیدرات‌های مرکب می توانند به آرامی آزاد شوند و مدت زمان طولانی‌تری احساس سیری را در شما نگه دارند.
موز و میوه‌های دیگر

میوه‌ها و آن‌هایی که فیبر بالا و کربوهیدارت کافی دارند، گزینه مناسبی در وعده سحری هستند. موز؛ منبع پتاسیم و دیگر مواد مغذی ضروری، سالار این میوه‌های سحری است.
آب؛ فراتر از رفع تشنگی

بعد از افطار و در سحری به میزان کافی آب بنوشید تا مبادا بدن‌تان در طول روز بدون آب بماند.
غذاهای فیبردار برای هضم آرامشان

خوردنی‌هایی که فیبر بالا دارند، به آرامی هضم می‌شوند و خوردن آن‌ها در سحر توصیه می‌شود. غلات، انجیر، سبوس، گندم سبوس‌دار، حبوبات، دانه‌ها، سیب‌زمینی، سبزیجات و تقریبا تمامی میوه‌ها بویژه آلو و زردآلو از جمله منابع فیبر هستند.
سرخ کردنی ممنوع

غذاهای پرچرب و سرخ کردنی در طول روز احساس بی‌‌حالی و نفخ می‌دهند و بهتر است به جای این‌ها، غذاهای پختنی نوش جان کنید.
قهوه را کنار بگذارید

کافئین ادرارآور است که منجر می‌شود آب بدن سریع‌تر از دست برود و بدن کم آب شود. بهتر است در سحری از نوشیدنی‌های کافئین‌دار مثل چای، قهوه و نوشابه دوری کنید.
غذاهای پروتئین‌دار و سرحالی تا آخرین لحظات

خوردنی‌هایی که پروتئین بالایی دارند همچون تخم‌مرغ، ماست یا گوشت کل روز شما را سر پا وسیر نگه دارند.
شیرینی، بی‌شیرینی!

خوردن آن دسته از خوراکی‌هایی که سریع سرخ شده‌اند و حاوی کربوهیدرات‌های تصفیه شده مثل شکر و آرد سفید هستند و همچنین خوردنی‌های چرب مثل کیک، بیسکوئیت، شکلات و شیرینی را از برنامه غذایی وعده سحری حذف کنید.
برگردان: آتنا بیانی‌پور


نوشته شده در : یکشنبه 1 مرداد 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: کاری کنید که دیگر روزه شما را نبَرد! ،

آرزوی رهبر انقلاب چیست؟

» نوع مطلب : اخبار ،دیدارها ،جالب ،دانستنی ،

امام جمعه مشهد با بیان اینکه ‌آرزوی رهبر معظم انقلاب زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) است از روحانیون عتبات خواست که سلام رهبر معظم انقلاب را به محضر مبارک امام حسین(ع) برسانند.

به گزارش شناخت رهبری به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی مقام معظم رهبری، ‌آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی در جلسه توجیهی ویژه روحانیون و مداحان عتبات عالیات اظهار داشت: زیارت قبر مطهر امام حسین(ع) آرزوی رهبر معظم انقلاب است.

وی با بیان اینکه رهبر معظم انقلاب آرزوی کربلا دارند اما شرایط به گونه‌ای است که این امکان وجود ندارد، خاطرنشان کرد: یک روز پیش از زمانی که می‌خواستم به سفر معنوی عتبات عالیات مشرف شوم، در خدمت آقا بودم، عرضه داشتم فردا به کربلا می‌روم که آقا با یک نگاه حسرت‌آمیزی گفتند ما را که فراموش نمی‌کنید.

آیت‌الله علم‌الهدی خطاب به روحانیون کاروان‌های عتبات عالیات با تاکید بر اینکه عزت روحانیت به برکت رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است، تصریح کرد: به عنوان ادای حق رهبری، مقید باشیم که یک زیارت یا حداقل سلامی از طرف ایشان به محضر آقا سیدالشهدا(ع) عرض کنیم به امید اینکه رهبر عزیزمان به این آرزویشان برسند.


نوشته شده در : جمعه 1 اردیبهشت 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: آرزوی رهبر انقلاب چیست؟ ،

متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب درسال91

» نوع مطلب : اخبار ،دیدارها ،دانستنی ،

با سلام و تبریک سال جدید متن پیام نوروزی رهبر انقلاب

بسم ‏اللَّه ‏الرّحمن ‏الرّحیم‏
یا مقلّب القلوب و الأبصار یا مدبّر اللّیل و النّهار یا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و علی ءابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتّی تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فیها طویلا.
اللّهمّ اعطه فی نفسه و ذریّته و شیعته و رعیّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جمیع اهل الدّنیا ما تقرّ به عینه و تسرّ به نفسه.
تبریک عرض میکنم عید نوروز و فرا رسیدن سال نو را به همه‏ی هم‏میهنان عزیز در سراسر کشور، و به همه‏ی ایرانیانی که در هر نقطه‏ای از دنیا سکونت دارند، و به همه‏ی ملتهائی که عید نوروز را گرامی میدارند؛ بالخصوص تبریک عرض میکنم به خانواده‏های عزیز شهیدان، به جانبازان، به خانواده‏هاشان، به همه‏ی ایثارگران، به همه‏ی فعالان عرصه‏های مختلف. آرزو میکنم و دعا میکنم که خداوند متعال برای ملت ایران بهروزی، شادی، نشاط و دلِ خوش در این سال جدید مقدر بفرماید و بدخواهان این ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان ان‏شاءاللَّه ناکام کند.
سالی که گذشت – سال ۹۰ – یکی از سالهای پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در کشور ما بود. آنچه که در مجموع انسان مشاهده میکند، این است که این حوادث بر روی هم به سود ملت ایران و در راه کمک به هدفهای آن، تمام شده است. آن کسانی که اهداف بدخواهانه‏ای درباره‏ی ملت ایران و ایران و ایرانی در سر میپرورانند، در کشورهای غربی دچار مشکلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائی که جمهوری اسلامی از آنها همواره حمایت کرده است، به هدفهای بزرگی دست پیدا کرده‏اند؛ دیکتاتورهائی به زیر کشیده شدند؛ قانونهای اساسیِ مبتنی بر اسلام در کشورهائی تصویب شد؛ دشمن درجه‏ی یک امت اسلامی و ملت ایران – یعنی رژیم صهیونیستی – در محاصره قرار گرفت. در داخل کشور، به معنای حقیقی کلمه، سال ۹۰، سال بروز اقتدار ملت ایران بود. در جنبه‏ی سیاسی، ملت ایران در این سال، چه در راهپیمائی بیست و دوی بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضوری از خود نشان داد و آنچنان شاخصی را برای اقتدار ملی در تاریخ منطقه ثبت کرد که نظیر آن را در گذشته کمتر داشتیم.
با وجود این‏همه دشمنی، این‏همه تبلیغات، این‏همه تهاجمهای خصمانه و بدخواهانه، ملت ایران در طول این سال، با همه‏ی وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگی خود را در عرصه‏های گوناگون علمی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی نشان بدهد و اثبات کند. بحمداللَّه سالی بود که با همه‏ی سختی‏ها، دارای دستاوردهای بزرگی بود. همچنان که قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خیبر بود؛ یعنی شرائط قبول چالشها و دشواری‏ها و غلبه‏ی بر آنها.
همان طوری که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال ۹۰، سال جهاد اقتصادی بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند که این نام و این جهتگیری و شعار برای سال ۹۰ یک امر لازم است، اما بعد تلاشهای دشمنان در این سال هم همین را اثبات کرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حرکت خصمانه‏ی خودشان را در عرصه‏ی اقتصادی نسبت به ملت ایران آغاز کردند؛ اما ملت ایران، مسئولین، آحاد مردم، دستگاه‏های مختلف، با تدبیرهای هوشمندانه‏ای توانستند با این تحریمها مقابله کنند و مواجهه‏ی آنها تا حدود زیادی توانست اثر این تحریمها را خنثی کند و حربه‏ی دشمن را کُند کند. سال ۹۰، سال فعالیتهای بزرگ علمی بود؛ که من ان‏شاءاللَّه در فرصت سخنرانی، برخی از پیشرفتهای علمی و اقتصادی و تلاشهای گوناگون را برای ملت عزیزمان شرح خواهم داد. سال ۹۰ سالی بود پر چالش، و سالی بود پر نشاط، و سالی بود که ملت ایران به فضل الهی توانست بر چالشهای موجود غلبه کند.
ما امسال سال دیگری را در پیش داریم که به امید خدا و با توکل بر پروردگار، باز ملت ایران با فعالیت خود، با تلاش خود، با هوشمندی خود در این سال خواهد توانست پیشرفتهای زیادی را برای خود به ارمغان بیاورد. به تشخیص من، بر طبق گزارشها و مشاوره‏ی با افراد مطلع و آگاه، به این نتیجه میرسیم که عرصه‏ی چالش مهم در همین سال جاری – که این سال، امروز و از این ساعت شروع میشود – عرصه‏ی اقتصادی است. جهاد اقتصادی چیزی نیست که تمام‏شدنی باشد. مجاهدت اقتصادی، حضور جهادگونه در عرصه‏های اقتصادی، برای ملت ایران یک ضرورت است.
من امسال تقسیم میکنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادی را. یک بخش مهم از مسائل اقتصادی برمیگردد به مسئله‏ی تولید داخلی. اگر به توفیق الهی و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئله‏ی تولید داخلی را، آنچنان که شایسته‏ی آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش عمده‏ای از تلاشهای دشمن ناکام خواهد ماند. پس بخش مهمی از جهاد اقتصادی، مسئله‏ی تولید ملی است. اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهی و هوشمندی خود، با همراهی و کمک مسئولان، با برنامه‏ریزیِ درست بتواند مشکل تولید داخلی را حل کند و در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائی که دشمن آن را فراهم کرده است، غلبه‏ی کامل و جدی پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئله‏ی تولید ملی، مسئله‏ی مهمی است.
اگر ما توانستیم تولید داخلی را رونق ببخشیم، مسئله‏ی تورم حل خواهد شد؛ مسئله‏ی اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلی به معنای حقیقی کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که دشمن با مشاهده‏ی این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتی دشمن مأیوس شد، تلاش دشمن، توطئه‏ی دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.
بنابراین همه‏ی مسئولین کشور، همه‏ی دست‏اندرکاران عرصه‏ی اقتصادی و همه‏ی مردم عزیزمان را دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلی قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‏ی ایرانی» است. ما باید بتوانیم از کارِ کارگر ایرانی حمایت کنیم؛ از سرمایه‏ی سرمایه‏دار ایرانی حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملی امکان‏پذیر خواهد شد. سهم دولت در این کار، پشتیبانی از تولیدات داخلیِ صنعتی و کشاورزی است. سهم سرمایه‏داران و کارگران، تقویت چرخه‏ی تولید و اتقان در کار تولید است. و سهم مردم – که به نظر من از همه‏ی اینها مهمتر است – مصرف تولیدات داخلی است. ما باید عادت کنیم، برای خودمان فرهنگ کنیم، برای خودمان یک فریضه بدانیم که هر کالائی که مشابه داخلی آن وجود دارد و تولید داخلی متوجه به آن است، آن کالا را از تولید داخلی مصرف کنیم و از مصرف تولیدات خارجی بجد پرهیز کنیم؛ در همه‏ی زمینه‏ها: زمینه‏های مصارف روزمرّه و زمینه‏های عمده‏تر و مهمتر. بنابراین ما امیدوار هستیم که با این گرایش، با این جهتگیری و رویکرد، ملت ایران در سال ۹۱ هم بتواند بر توطئه‏ی دشمنان، بر کید و مکر بدخواهان در زمینه‏ی اقتصادی فائق بیاید.
از خداوند متعال درخواست میکنیم که ملت ایران را در این صحنه و در همه‏ی صحنه ‏ها موفق و موید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضی کند. ارواح طیبه‏ی شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.
والسّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته


نوشته شده در : سه شنبه 1 فروردین 1391  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

برچسب ها: متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب درسال91 ، متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب درسال 91 ، متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب ،

بیانات در دیدار فرماندهان نیروی هوایی ارتش

» نوع مطلب : دیدارها ،اخبار ،

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18984/smpl.jpg

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنیم به شما عزیزان، برادران، جوانان، و تبریك عرض میكنیم این ایام متبرك و پرخاطره را؛ هم عید شریف میلاد پیامبر مكرم و امام صادق (علیهما السّلام)، هم بیست و دوى بهمن، و هم نوزدهم بهمن، كه یك خاطره‌ى فراموش نشدنى و یك نقطه‌ى درخشان در اوراق نورانى ایام انقلاب محسوب میشود.


ادامه مطلب

نوشته شده در : پنجشنبه 20 بهمن 1390  توسط : منتظران مصلح .    نظرات() .

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات